تاريخچه عقب ماندگي ذهني

توسط آسایشگاه

تاريخچه عقب ماندگي ذهني

تاريخچه عقب ماندگي ذهني

در مورد تاریخچه عقب ماندگی ذهنی و کودکان استثنایی باید گفت این پدیده قدمتی همپای بشر دارد. چه از همان آغاز پیدایش انسان عوارضی از قبیل اشكالات ژنتیك ، اختلالات دوره جنینی، اشكالات زایمان ، بیماری ، حوادث بعد از تولّد و … چنین معلولیتی را ایجاد می كردند.

طرز تفكر اقوام گوناگون نسبت به عقب ماندگی ذهنی

در بررسی تاريخچه عقب ماندگي ذهني ، شواهد علمی زیادی درباره طرز تفكر اقوام گوناگون نسبت به عقب ماندگان ذهنی در دسترس نیست. چیزی كه تا حدی مشخص است این كه این چنین افرادی در گذشته كمتر مورد توجّه بوده اند. فقط در برخی نوشته‌های دینی و پزشكی به چنین افرادی اشاره شده است. از نظر تاريخي عقب مانده ذهني در هر جامعه اي وجود داشته و مي توان گفت از زمانيكه انسان خود را شناخته عقب ماندگي ذهني وجود داشته ولي انسان نسبت به آن واقف نبوده و هر جامعه اي متناسب با رشد فكري و فرهنگي خود برخوردهاي متفاوتی با اين افراد داشته اند:

1- بقراط حكیم

«بقراط» حكیم یونانی به ضایعات مغزی این افراد و ارتباط این نقیصه‌ها با كمبودهای هوشی اشاره می‌كند

2- در قوانین اسپارت

در قوانین اسپارت ، موادی گنجانده شده بود كه كشتن و از بین بردن معلولین از جمله عقب ماندگان ذهنی را مجاز و حتی لازم تشخیص داده بودند.

3- در دین یهود

در دین «یهود» مسؤولیت جرم و جنایت از عقب مانده‌های برداشته شده است. در آيئن يهود آمده است كه اگر فرد عقب مانده اي جرمي را مرتكب شد نبايد او را مجازات كرد.

4- در دین زرتشت

در دین «زرتشت»، به روشنی خواسته شده است كه مردم با عقب مانده‌های ذهنی، رفتاری انسانی داشته باشند.

5- در دین مبین اسلام

در دین مبین «اسلام» نیز طی اشارات مكرر در كتاب آسمانی و همچنین سخنان پیامبر بزرگوار (ص) و ائمه اطهار به توصیه‌هایی در زمینه ملاطفت و همیاری با معلولان بر می خوریم.در دين اسلام با عقب مانده هاي ذهني با ديد بازتري برخورد شده البته در اسلام روي عقب مانده هاي ذهني تنها بحث نشده بلكه در اسلام كلمه مسكين به معني تهي دست و فقير بارها مورد تاكيد قرار گرفته و همچنين رفتار با ملايمت با اين افراد توصيه شده است. كلمه مسكين تنها به معني تهيدست و فقير اقتصادي نيست . بلكه كساني كه نياز به آموزش و تربيت و ساير نيازها را نيز شامل مي شود و به عبارتي فرد معلول ذهني و غيره به نوعي نيازمند مي باشند .

6- در آسیا

در «آسیا» برخلاف «اروپا» این افراد بیشتر مورد توجه و لطف بوده اند.در آيئن كنفوسيوس چين با عقب ماندگان ذهني با ملايمت و مهرباني رفتار مي شود.

7- قرون وسطی

تاريخچه عقب ماندگي ذهني

در اروپای قرون وسطی، عقب مانده‌های ذهنی را همپای دیوانگان محسوب داشته معتقد بودند‌كه شیطان در جسم آن‌ها حلول كرده است.

در قرون وسطی اعتقاد مردم این بود كه آنان افراد نفرین شده از جانب خدایان یا جادوگران هستند كه اجنه و شیاطین روح آنان را تسخیر كرده است. گاه برای خروج این اجنه و شیاطین بی‌رحمانه‌ترین شكنجه‌ها مثل سوراخ كردن سر را بر آنان اعمال می كردند . در بسیاری از شهرهای اروپایی این افراد در مكان‌هایی نگهداری می شدند و مردم برای تماشای آنان با خریدن بلیت اقدام می كردند. در این مكان‌ها كه محلی برای تفریح و خنده برخی از مردم آن زمان بود معمولاً سایر گروه‌های استثنایی نیز نگهداری می شدند. پیش از آن در دوره رم باستان به موجب قوانین، كودكانی را كه دارای معلولیت‌های مختلف بودند از فراز صخره‌ها به پایین پرت كرده می كشتند. این قوانین بخصوص در نزد اسپارت‌ها به اجرا در می آمد. این قانون مدت‌ها بعد در زمان تسلط حزب نازی بر آلمان در آن كشور نیز اجرا می شد.تاريخچه عقب ماندگي ذهني

8- قرن هیجدهم

وضعیت كودكان عقب مانده ذهنی تا حدود قرن هیجدهم كما بیش به همان شكل پیشین بود . دراین قرن نظریات انسانی مطرح شد و هوادارانی یافت كه به اصلاح وضعیت كودكان عقب مانده ذهنی انجامید . این آراء و نظریه‌ها، معلول بحران‌هایی اجتماعی همچون انقلاب‌های كبیر فرانسه، روسیه و آمریكا بود كه با عقاید عمومی در مورد برابری و مساوات در حقوق انسان‌ها همراه بود. البته برخی از این نظریه ‌ها مقدم بر این انقلاب‌ها و در واقع خط دهنده به آنها بود. اما آنچه باعث قوام و نضج یافتگی چنین اعتقاداتی شد ظهور انقلاب فرهنگی در كلیه جوامع بشری بود.

اقدامات «پینل» پزشك فرانسوی در قرن‌18 در جهت جداسازی بیماران روانی از مجرمان و خلاف كارها و باز كردن قفل و زنجیر از پای آنان و همچنین تجربیات «ایتارد» پزشك فرانسوی قرن 19 از تربیت كودكی وحشی به نام «ویكتور» زیر بنای توجّه و نگرشی علمی به پدیده عقب ماندگی ذهنی گردید.

در اواخر قرن هیجدهم روش‌های آموزش و پرورش ویژه به طور موفقیت آمیزی برای ناشنوایان به كار برده می شد.
تقریباً در همین زمان بود كه ژان مارك ایتارد، فیلسوف فرانسوی ، در یك مؤسسه مربوط به ناشنوایان كار می كرد ، اظهار نمود كه روش‌های تربیتی مشابه ناشنوایان ممكن است در آموزش و پرورش افراد دارای نقص ذهنی منشأ اثر باشد. وی از فلسفه اصالت حواس و همچنین از عقیده بعد از انقلاب فرانسه كه می گویند انسان دارای امكانات نامحدود است و محیط آموزش و پرورش عامل تعیین كننده رشد ذهنی است، الهام گرفته بود.
البته قابل ذكر است آموزش كودكان استثنایی باید از سنین خاص خود شروع شود و در غیر این صورت آموزش دیگر اثر بخشی خود را نخواهد داشت حتی اگر این تلاش‌ها در حد گسترده باشد، كه داستان زیر اثبات این نظریه می باشد.

پسر وحشی آویرون

تاريخچه عقب ماندگي ذهني

در سال 1799 یك گروه شكارچی در جنگل‌های آویرون فرانسه به كودكی تقریباً 12 ساله برخوردند كه به تنهایی و همانند وحشی ها در جنگل زندگی می كرد. آنها او را شكار كردند و به پایتخت بردند. در آن جا ایتارد نام وی را ویكتور گذاشت و تلاش وسیع را برای آموزش وی آغاز كرد. این تلاش‌ها در كتاب پسر وحشی آویرون ( Aveyron wild  boy ) ثبت شده است، سرانجام بعد از پنج سال به شكست انجامید. اما نقطه آغازی درخشان در امر آموزش‌كودكان عقب مانده ذهنی‌ تلقی می شود، زیرا به تشخیص پینل- كه‌ یكی‌ از پرچمداران‌ اصلاح گرای قرون19-18 به شمار‌می‌رود- ویكتور‌عقب‌ماندگی‌ذهنی‌داشته‌است. تاريخچه عقب ماندگي ذهني

اواسط قرن بیستم

در اواسط قرن بیستم، انقلابی عمیق و همه جانبه در زمینه عقب ماندگی ذهنی شكوفایی یافت به نظر می رسد به همانگونه كه تولد و گسترش هر علم بستگی تام به نیازهای بنیادی جامعه دارد توجّه به مسأله عقب ماندگان ذهنی نیز بر همین اساس گسترش یافت. نیاز مردم به پیشرفت علوم تجربی از یك سو و توجه زیاد به علوم انسانی و از جمله روانشناسی و خصوصاً روانشناسی كودك و بالاخره فعالیت های «آلفرد بینه» در زمینه ساختن اولین آزمون هوشی و نشان دادن اختلافات هوشی بین انسان‌ها از دیگر سو، موجب گردید تا قشر عقب مانده ذهنی به نحو بارزی جلب توجه نموده و این پدیده از یك دید علمی مورد پیگیری قرار گیرد.

در حال حاضر در اكثر جوامع و ملل این چنین كودكانی در شرایط خاصی نگهداری شده و در صورت امكان (با توجه به این نوع نقیصه و یا میزان عقب ماندگی ذهنی) تحت آموزش و توانبخشی قرار می‌گیرد.

تاریخچه توجه به عقب ماندگان ذهنی در ایران

حال بد نیست نظری كوتاه به تاریخچه توجه به عقب ماندگان ذهنی در ایران بیندازیم. دین «زرتشت» اولین دینی است كه كمك، ملاطفت و همراهی به عقب ماندگان ذهنی را عنوان می كند و دین «اسلام» با فرامین آسایش در این زمینه مكمل تمام توصیه هایی بوده است ‌‌كه سایر ادیان در گذشته در این مورد اشاره نموده بودند. از آن زمان‌ ها تا حدود چند دهه اخیر هیچ گونه اقدام اجتماعی و آموزشی در جهت كمك به این گروه از افراد جامعه در ایران صورت نگرفته بود.

از حدود 50 سال قبل با تشكیل سازمان هایی ‌چون «انجمن ملی حمایت‌كودكان»، «انجمن توانبخشی ایران»،‌« انجمن‌حمایت از عقب‌ماندگان ذهنی‌» ‌و… همچنین بخشی از فعالیتهای « وزارت آموزش و پرورش» سعی شد تا هر چه بیشتر به مسایل كودكان معلول ذهنی و نابهنجار توجه گردد، اخیراً از بعد از انقلاب با اقدام یكپارچه شدن این سازمان‌های متفرق تحت یك پوشش به نام «سازمان بهزیستی» كشور سعی گردید تا پس از حذف نامهای ظاهر فریبانه و جایگزین نمودن یك برنامه واحد به منظور سرویس دهی هر چه بهتر به معلولان جامعه، اقدامات عملی و مفیدی به مورد اجرا درآید.

رویدادهای مهم در رابطه توجه به عقب مانده های ذهنی

1- انقلاب کبیر فرانسه

شعار انقلاب کبیر فرانسه آزادی و رعایت حقوق بشر یعنی از بین رفتن فقر و برده داری بود. به دنبال این انقلاب افراد دانشمند و متخصص در رشته های مختلفی پیدا شدند که جرات اظهار عقیده داشتند . مثلا ایتارد و پینل بیان کرد .

پینل عقیده داشت :

که عقب مانده ذهنی با بیماران روانی متفاوت هستند و قبل از اینکه اینها بیمار باشند انسان هستند و باید مانند انسانها با او رفتار شود.

ایتارد هم اعتقاد داشت :

که فرد عقب مانده ذهنی با این که مشکل ذهنی داشته ولی به وسیله آموزش از طریق حواسهای مختلف می توان آنها را تا حدودی بهبود بخشید. ایتارد به عنوان اولین معلم کودکان عقب مانده ذهنی مطرح است .

2- رونسانس انقلاب اروپا (قرن 18 )

در انقلاب اروپا مسئله حقوق بشر به صورت یک قانون مدون شد و همین مسئله باعث تحولاتی در طرز برخورد با افراد عقب مانده ذهنی شد. همچنین پیشرفت های پزشکی در این دوره و شناخت علت های مختلف عقب مانده ذهنی در ترویج برنامه های آموزشی در این دوره تحولی در زمینه عقب ماندگی ایجاد کرد.

3- جنگ جهانی اول و دوم

به دنبال جنگ جهانی اول و دوم به علت بازسازی بعد از جنگ نیاز به نیروی انسانی افزایش یافت و افراد عقب مانده ذهنی و بیماران روانی در کارخانه ها و دیگر مراکز بکار گرفته می شدند و همچنین بعد از جنگ توجه به معلولین ناشی از جنگ باعث شد که روشهای خاص توانبخشی و آموزشی برای معلول عقب مانده ذهنی بکار گرفته است .این توجهات باعث شد که روشهای توانبخشی، اجتماعی، حرکتی، حرفه ای، آموزشی و کارگاههای حمایتی ومدارس تاسئس شد . و هر کدام تاثیر بی شماری روی عقب مانده ذهنی گذاشت .
رفن

تهیه وتنظیم: آسایشگاه خیریه معلولین و سالمندان بقیةالله قم

تاريخچه عقب ماندگي ذهني