پیری و سالمندی از دیدگاه روانشناسی

توسط آسایشگاه

مفهوم پیری و روانشناسی سالمندان

پیری

روان‌شناسان، معمولا دوره پیری را به عنوان دوره انحطاط در نظر می‌گیرند. افراد در دوره پیری با مجموعه‌ای از ناتوانایی‌های جسمی و محرومیت‌های اجتماعی روبه‌رو می‌شوند، كه باید با آن‌ها كنار بیایند. در این دوره، نیرومندی و سلامت جسمانی آن‌ها كاهش می‌یابد و همراه با بازنشسته شدن از شغل خود تا حد زیادی درآمدشان را از دست می‌دهند و به مرور زمان، رابطه‌شان با همسر، خویشاوندان و دوستان كم می‌شود. همراه با این آسیب‌ها آن‌ها دچار افت جایگاه اجتماعی نیز می‌شوند كه ملازم پیری است و همان‌گونه كه در آمریكا مطرح است، احساس منفعلی از “بی‌مصرف” بودن می‌كنند.[1]
البته باید توجه داشت كه پیری چیزی بیش از مسن شدن است. پیری ممكن است به آهستگی یا به سرعت، تدریجی یا ناگهانی فرا رسد. به نظر می‌رسد كه بعضی افراد گام به گام و به زیبایی به سوی پیری قدم برمی‌دارند و عده‌ای دیگر یك‌دفعه در اثر واقعه‌ای ناگوار، خواه واقعی یا خیالی، ناگهان پیر می‌شوند. پیری صرفنظر از آنكه چگونه فرا می‌رسد، غیرقابل اجتناب و سرنوشت همگان است.[2]
اخیرا بعضی از روان‌شناسان سعی كرده‌اند تصویر خوش‌بینانه‌ای از این دوران ترسیم كنند. آن‌ها در عین حال كه بعضی از مشكلات و فقدان‌های دوره پیری را می‌پذیرند، اما بر این باورند كه سن پیری می‌تواند با خشنودی هم همراه باشد و مادامی كه شخص با محیط خود فعالانه برخورد می‌كند، می‌تواند تجربه‌های جدیدی را به دست آورد.[3]
آنچه مسلم است اینكه تحول تا آخرین سال‌های زندگی ادامه می‌یابد و اگر انسان در بخش پایانی بزرگسالی شاهد تقلیل ظرفیت‌های بدنی خویشتن است، با این وجود همواره توانایی و میل مهار كردن محیط اطراف خود را حفظ می‌كند و اگر پاره‌ای از افرادی را كه دوست داشته، از دست داده است اما هنوز نیاز به دوست داشتن و نیاز به محبت در وجود او بیدار است.
بخش پایانی بزرگسالی كه به بركت بهبود مداوم مراقبت‌های پزشكی، تغذیه و محیط جسمانی به تعداد بیشتری از افراد فرصت می‌دهد تا به دهه هفتاد و حتی بیشتر قدم بگذارند، هدیه قرن بیستم است.
با این همه پدیده پیری با مقیاس جهانی امری حساس است. تخمین‌های جمعیت‌شناسی در غرب حاكی از این بوده است كه در فاصله سال 1970 تا 2000 تعداد افراد مسن دو برابر می‌شود. و در پایان قرن حاضر پانزده درصد جمعیت جهان را افراد بالای 65 سال تشكیل خواهند داد.[4]

سن پیری

اگر از شما بخواهند سن افراد پیر را از ظاهرشان حدس بزنید، احتمال اینكه دچار اشتباه شوید، زیاد است. در واقع، اغلب می‌گوییم كه یك آدم سالمند نسبت به سنش “جوان به نظر می‌رسد” یا “پیر به نظر می‌رسد”.
این اظهار نظر ما بیانگر آن است كه سن زمانی(تقویمی)، شاخص ناقصی برای سن كاركردی یا كفایت و عملكرد واقعی است. چون افراد از لحاظ زیستی با آهنگ متفاوتی پیر می‌شوند، متخصصان بین سالخوردگان پیر كه شكننده به نظر می‌رسند و علایم ضعف نشان می‌دهند و سالخوردگان پیرجوان كه از لحاظ جسمانی نسبت به سن زیادشان جوان به نظر می‌رسند فرق می‌گذارند.[5]
روان‌شناسان شروع سن پیری را در حدود 65 – 60 سالگی، یعنی سنی كه اغلب مردم بازنشسته می‌گردند دانسته‌اند، البته تعیین سن خاص به عنوان شروع سن پیری قطعیت ندارد.
از نظر سنی یك فرد 65 ساله هنوز می‌تواند انتظار زندگی بیش از 12 سال را داشته باشد و اگر فردی تا 80 سالگی دوام آورد احتمال دارد بتواند انتظار زندگی 10 سال دیگر را نیز داشته باشد.

فرهنگ پیری

معنای پیری را عمدتا فرهنگ تبیین می‌كند. در فرهنگ‌ها زندگی و مرگ جزء چرخه حیات محسوب شده و در درون تجربه انسانی قرار می‌گیرند. پیری رسیدن به خردمندی و فرزانگی است. اما در فرهنگ غرب پیری و مرگ مهار شدنی نیست و برای بسیاری از افراد وقوع آن‌ها صدمه زدن به موجودیت آدمی است و در نتیجه پیر شدن پا بر لب گور گذاردن است.
در اینجا چند اسطوره در مورد پیری نقل می‌كنیم كه چندان قابل اعتنا نیستند :
1- كهولت پیری اجتناب‌ناپذیر است.
2- پیران، فاقد بهره‌وری بوده و یا دیگر مولد نیستند.
3- افراد پیر در مقابل تغییر، مقاومت می‌كنند.

اما نمونه‌های گوناگون و فراوان در هر یك از این زمینه‌ها خلاف این افكار قالبی را نشان می‌دهند و سن‌زدگی(Agism) یا ادراك منفی نسبت به شخص بزرگسال، ساخته و پرداخته مجموعه‌ای از رفتارها و عادات فرهنگی است.[6]
از نظر اریكسون(Erikson) و برگمن(Beregman) دسته‌ای از كشمكش‌های درونی در افراد پیر وجود دارد كه ما هنگام برخورد با آن‌ها متوجه آن نمی‌شویم. ما بر بسیاری از مشكلات اجتماعی و جسمی آن‌ها آگاهی داریم و ممكن است با وجود اینكه افراد سالخورده کارایی ندارند، برای آن‌ها احساس دلسوزی كنیم. اما ما می‌توانیم از طریق یافتن نمونه‌هایی از افراد پیر كه مفیدتر و پرانرژی‌تر هستند و بیشتر در كارهای اجتماعی شركت دارند تصور خود را در مورد سالخوردگان اصلاح كنیم.
به هر حال ارزیابی ما از پیری، همچنان براساس رفتار بیرونی آن‌ها است و از بررسی بحران‌های درونی آن‌ها عاجز هستیم. ما نمی‌توانیم درك كنیم كه وقتی فرد سالمند ساكت و آرام است، احتمالا در حال دست و پنجه نرم كردن با مهمترین پرسش‌های زندگی‌اش است، سوال‌هایی مثل آیا اكنون باید با مرگ روبرو شوم؟ آیا زندگی من بامعنا بوده است؟ چه چیزی زندگی را معنادار می‌كند؟ [7]
طرز پیر شدن برحسب فرهنگ متغیر است. در فرهنگ‌های ساده و سالم، طول عمر سالخوردگان به مجموعه‌ای از دلایل وابسته است.
مقام و منزلت یك سالخورده در جامعه بالاست، فرد سالخورده با خانواده خود كه برای او احترام قائلند و او را برای خود و جامعه مفید می‌دانند زندگی می‌كند. كناره‌گیری اجباری از فعالیت‌ها وجود ندارد و او تا هر زمان كه بتواند به كار ادامه می‌دهد.[8]

نشانه‌های بدنی پیری

رسیدن به سنین بالای زندگی نتیجه عوامل پیچیده‌ای است كه مهمترین آن‌ها عبارتند از: وضعیت ژنتیك فرد، وضع تغذیه، بهداشت و عوامل محیطی دیگر. اما در هر صورت رسیدن به پیری همراه با تغییرات جسمی به خصوص كاهش قدرت بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و كاهش قدرت بدنی و سرعت واكنش در برابر محرك‌هاست.
عموما تا سن 65 سالگی احتیاجی به كاهش شدید كارهای روزانه نیست. گروهی از افراد سالمتر بالای 65 سال نیز می‌توانند چند سال دیگر به ادامه كارهای قبلی خود بپردازند. از نظر فعالیت‌های روزمره خوردن، پوشیدن، حمام كردن، آشپزی، خرید و انجام كارهای خانه نیز بیشتر سالخوردگان تا سن 80 سالگی و گاهی پس از آن نیز شخصا از عهده كارهای خود برمی‌آیند. برخی از افراد مسن نیز دچار یك بیماری مزمن یا بیشتر هستند. شایعترین این بیماری‌ها عبارتند از: درد مفاصل، لرزش عضلانی، ضعف شنوایی و بیماری‌های قلبی.
در هر صورت افراد مسن بیشتر به پزشك مراجعه می‌كنند، در بیمارستان بستری می‌شوند و وقت و پول بیشتری برای مراقبت‌های بهداشتی صرف می‌كنند. مراجعه به دندانپزشك برای مراقبت از لثه و دندان نیز به دلیل اهمیت در امر تغذیه حایز اهمیت است. ضمنا افرادی كه در مراكز نگهداری از سالمندان زندگی می‌كنند، كه البته درصد بسیار كمی از سالخوردگان را تشكیل می‌دهند، نیاز به مراقبت‌های پزشكی و روانی بیشتری دارند. در هر صورت میزان سلامتی فرد در دوره پیری وابسته به سبك زندگی، تغذیه، خواب، ورزش، استفاده یا عدم استفاده از سیگار و الكل و رفتار جنسی است.[9]
همچنین پیری همانند بلوغ با تغییراتی در اندام‌ها(شكل ظاهری آن‌ها) و نیز تغییراتی مربوط به تغذیه بافت‌ها مشخص می‌گردد. آشكارترین تغییرات در این سطح بی‌شك تغییراتی است كه در زمینه اعضای بیرونی همچون پوست و مو به وقوع می‌پیوندد.[10]
یكی دیگر از تغییرات جسمی دوره پیری حساسیت در مقابل سرما و گرما است و بدن فرد نمی‌تواند در مقابل آن‌ها به سرعت خود را سازگار كند. مقدار خواب نیز در این دوره كاهش می‌یابد. از سوی دیگر چین‌وچروك‌های بدن به دلیل كم شدن چربی و لاغر شدن عضلات زیر پوست بیشتر می‌شود. سایر تغییرات آشكار، نظیر كم شدن و نازك شدن و سفید شدن موی سر و رویش مو در چانه زنان و گوش مردان را همه مشاهده كرده‌اند. همچنین پهنا و وزن بدن كمتر، قد كوتاهتر و استخوان‌ها لاغرتر و بدن خمیده‌تر می‌شود.
به علاوه با افزایش سن، ظرفیت ذخیره اندام‌ها كاهش می‌یابد و فرد نمی‌تواند در برابر مشكلات به قدر كافی مقاومت كند و به ناچار باید فعالیت‌های خود را كمتر كند و به این ترتیب وابستگی‌های او به دیگران بیشتر می‌شود.[11]
البته از میان اندام‌های بدن سلامت مغز دیرتر از همه كاهش می‌یابد. به طوری كه مغز یك فرد سالخورده سالم خیلی شبیه به مغز یك فرد جوان سالم است و كاركردهای گذشته خود را حفظ می‌كند.[12]

پیری، مرحله پیشرفته زندگی است و مردان و زنان سالخورده‌ای كه خوب زندگی كرده، فرزندان شایسته تربیت كرده و در تولید و خدمات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آثار مثبتی از خود به جای گذاشته‌اند، شایسته بیشترین احترام و حمایت هستند و هرگز نباید آنان را از بسیاری از عرصه‌های زندگی به كنار گذاشت.[13]

منابع :نیایش

تنظیم و تلخیص: آسایشگاه خیریه بقیةالله قم

________________________________________
[1] – كرین، ویلیام كریستوفر؛ نظریه‌های رشد و مفاهیم و كاربردها، غلامرضا خوی‌نژاد و علیرضا رجایی، تهران، رشد، 1384، چاپ اول، ص 374.
[2] – گروه نویسندگان؛ روان‌شناسی رشد، نورالدین رحمانیان، تهران، نشر آگاه، 1364، چاپ اول، ص 602.
[3] – نظریه‌های رشد و مفاهیم و كاربردها، ص 374.
[4] – منصور، محمود؛ روان‌شناسی ژنتیك، تهران، سمت، 1381، چاپ سوم، ص 220.
[5] – برك، لورا ای؛ روان‌شناسی رشد، یحیی سیدمحمدی، تهران، ارسباران، 1385، چاپ پنجم، ص 291.
[6] – روان‌شناسی ژنتیك، ص 221.
[7] – نظریه‌های رشد مفاهیم و كاربردها، ص 376.
[8] – روان‌شناسی ژنتیك، ص 226.
[9] – لطف‌آبادی، حسین؛ روان‌شناسی رشد 2، تهران، سمت، 1380، چاپ سوم، ص 262.
[10] – روان‌شناسی ژنتیك، ص 229.
[11] – لطف‌آبادی، حسین؛ روان‌شناسی رشد، ص 261.
[12] – همان، ص 260.
[13] – همان، ص 258.